مستندسازی تجربه فروشندگان: راهنمای جامع مدیریت دانش فروش
مستندسازی تجربه فروشندگان یک پروژه یکباره نیست، بلکه یک فرآیند مستمر و حیاتی برای رشد هر سازمان فروش محور است.
مستندسازی تجربه فروشندگان یک پروژه یکباره نیست، بلکه یک فرآیند مستمر و حیاتی برای رشد هر سازمان فروش محور است.
قیف فروش به شما کمک میکند تا کسبوکار خود را از دیدگاه مشتریان بالقوه ببینید و سفری هموار، جذاب و متقاعدکننده برای آنها طراحی کنید.
ساخت یک تیم فروش باانگیزه و کارآمد یک پروژه یکباره نیست، بلکه یک فرآیند پویا و مستمر است که نیازمند توجه، استراتژی و رهبری هوشمندانه است.
تعیین اهداف فصلی (OKR) برای تیم فروش چیزی فراتر از یک تکنیک مدیریت است؛ این یک تغییر فرهنگی به سمت شفافیت، همسویی و تمرکز بر نتایج است.
به جرات می توان گفت، فروشندگی یکی از پرچالشترین شغلها در جهان است؛
پیج های فروشگاهی و فروش آنلاین باید این نکته را مد نظر داشته باشند که فروش شما از طریق استوری انجام میشود و نه از طریق پست.
برخورد صحیح مدیر فروش با فروشندگان میتواند تأثیر عمیقی بر عملکرد، انگیزه و رضایت شغلی فروشندهها بگذارد.
ارزیابی عملکرد فروش از جمله فعالیت های استراتژیکی است که نباید از آن غافل شد. ارزیابی عملکرد فروش آنقدر مهم است که غفلت از آن، به مثابه حرکت روی لبه تیغ است؛ تا به خودت بیایی شاید به دره ورشکستگی سقوط کنی! لذا جهت ارزیابی عملکرد فروش می بایست شاخص های کلیدی ارزیابی عملکرد تعیین کرد. شاخص هایی که با آن بتوان به درستی رفتار هر فروشنده و کل واحد فروش را با عدد و رقم اندازه گیری کرد؛ نه از روی حدس و گمان و تحلیل شهودی!
بطور کلی برای تولید و فروش محصولتان سه نوع استراتژی وجود دارد. انتخاب و اعمال هر یک از استراتژی های فروش بسته به شرایط و نوع کسب و کار شما می تواند متفاوت باشد. در ادامه همراه «ناب آفرینی» باشید تا ضمن معرفی هر یک از استراتژی های فروش، به شما بگوییم که کدام استراتژی فروش برای شما مناسب تر است! این بسیار مهم است که شما در تعامل با مشتری چه استراتژی فروشی داشته باشید و در تبلیغات روی آن مانور دهید و مشتری را متقاعد به پذیرش برتری خود نسبت به رقبا کنید.
"برایان تریسی" سال ها در زمینه مدیریت فروش کار کرده و نتیجه تجربیات ارزشمند خود و دیگر مدیران فروش موفق را در کتاب "مدیریت فروش" به رشته تحریر درآورده، وی با ارائه نمونه های موفق تلاش کرده راهکارها، شگردها و اصولی را به مدیران فروش ارائه دهد تا به آنها کمک کند با اثربخش تر ساختن نیروی فروش خود، فروش را افزایش دهند.
رکودها همیشگی نیستند. برندهایی که در دوران سختی، کیفیت را فدا میکنند یا با مشتری بدرفتاری میکنند، در دوران رونق مجازات خواهند شد.
چرا هویت بصری، بستهبندی و طراحی محصولات ایرانی (حتی لوکس) اغلب کپیبرداری، ناهماهنگ یا فاقد خلاقیت لازم برای رقابت جهانی است؟
ریبرندینگ کسب و کار سنتی، به معنای قطع ریشهها نیست، بلکه به معنای هرس کردن شاخههای خشکیده و اجازه دادن به رشد شاخههای جدید و پربار است.
آینده متعلق به برندهایی است که دارای هدف هستند. مصرفکنندگان، به ویژه نسلهای جدید، به طور فزایندهای از برندها انتظار دارند که در قبال مسائل اجتماعی و محیطی موضعگیری کرده و نقش فعالی ایفا کنند.
باید به این درک برسیم که در برندسازی شخصی، اصالت یک هدف غایی نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای رسیدن به هدفی بزرگتر یعنی اعتمادسازی و ایجاد ارتباط پایدار است.
نادیده گرفتن رسانه هایی که مخاطب و مشتری احتمالی در آن وقت میگذراند (ترجیحی یا اجباری)، یعنی از دست دادن پتانسیل فروش بیشتر. آن هم در شرایط سخت توسعه کسب و کار!