شما در حال حاضر اینجا هستید :

مجله اینترنتی ناب آفرینیهدف گذاری چرا باید اهدافمان را بنویسیم

چرا باید اهدافمان را بنویسیمافزودن دیدگاه

میثم هاشمی نژاد

هر انسانی در ذهن خود دو مکانیزم دارد. اول مکانیزم موفقیت و دوم مکانیزم شکست. جهان هستی بصورت پیش قرض حول محور موفقیت مکانیزمش را تعریف کرده است. اما در غیاب مکانیزم موفقیت، انسان با مکانیزم شکست مواجه خواهد شد؛ منظور از غیابِ مکانیزم موفقیت، همان تنبلی و بدون برنامه پیش رفتن است.


انسان بصورت ذاتی هدف جو آفریده شده است. به این معنی که برای رفتارش مکانیزم تعریف می کند. مکانیزم در اصطلاح به روشی گفته می شود که اندام ها و قسمت های مختلفِ یک ساختار یا دستگاه با یکدیگر طوری کار می کنند که خروجی مورد نظر را در اختیار ما بگذارد. حال اگر این مکانیزم را درست تعریف کند در مسیر موفقیت قرار خواهد گرفت وگرنه در مسیر شکست خواهد افتاد.

هر انسانی در ذهن خود دو مکانیزم دارد. اول مکانیزم موفقیت و دوم مکانیزم شکست. جهان هستی بصورت پیش قرض حول محور موفقیت مکانیزمش را تعریف کرده است. اما در غیاب مکانیزم موفقیت، انسان با مکانیزم شکست مواجه خواهد شد؛ منظور از غیابِ مکانیزم موفقیت، همان تنبلی و بدون برنامه پیش رفتن است.

جالب است بدانید که مکانیزم موفقیت با تعیین هدف و هدف گذاری کار می کند. هر دفعه که به اهدافتان فکر می کنید، هر دفعه که درباره اهدافتان صحبت می کنید، هر بار که اهدافتان را تجسم می کنید، هر با که اهدافتان را می نویسید، بصورت ناخودآگاه به سمت مکانیزم موفقیت حرکت خواهید کرد!

 

اعتماد بنفس

اولین فایده ای که از نوشتن اهدافمان عایدمان می شود این است که اعتماد بنقس بدست می آوریم. به یاد داشته باشید که انسان توانایی به دست آوردن هر چیزی را که آرزو کند را دارد. به قول دکتر الهه قمشه ای عزیز که می فرمود: «یک گوسفند هیچ زمانی آرزو نمی کند که رییس دانشگاه هاروارد باشد چون توانایی آن را ندارد اصلا! اگر انسان آرزویی می کند حتما می تواند به آن برسد» پس با نوشتن اهداف به خودتان اعتماد بنفس بدهید. این را هم اضافه کنم که طبق پژوهشی که در دانشکده بازرگانی دانشگاه هاوارد انجام شده 10 درصد از دانشجویان رشته بازرگانی در ابتدای تحصیل شان اهداف مکتوب داشتد. همچنین دانشجویان موفق که توانسنتد پیشرفت چشمگیری در دوران تحصیل و یا اشتغال داشته باشند جزو همین 10 درصد بودند.

 

تقویت اراده

نوشتن هدف باعث می شود زمانی که به آن نگاه می کنید هیجان زده شوید. وقتی هیجان زده شدید انگیزه خواهید داشت برای ادامه دادن، برای تلاش بیشتر کردن، برای تقویت اراده، برای بازبینی مسیر طی شده و دوری کردن از هر آنچه شما را از مسیر رسیدن به موفقیت جدا کرده است؛ چراکه نوشتن و نگاه کردن به اهداف و برنامه ها به مثابه این است که کسی از بیرون ما را برای ادامه دادن تشویق می کند. زمانی که هدفی فقط در ذهنمان باشد، تازه اگر بعد از گذشت چند روز آن هدف را فراموش نکنیم، فکر کردن به آن یک نوع انگیزش درونی را القا می کند تا پیش برویم. اما زمانی که اهداف را مکتوب کنیم و در جایی مثل میز مطالعه بچسبانیم، هر روز که به آن نگاه کنیم و آن را بخوانیم همان کاغذ مثل کسی است که از بیرون به ما اعتماد بنفس می دهد و ما را تشویق می کند.

 

تبدیل شدن به برنامه روزانه

بطور کلی همه اهداف تا زمانی که برنامه ای پشتش نباشد، هیچ فرقی با آرزو ندارد. اگر بخواهیم بین آروز و هدف تفاوت قایل باشیم باید بگوییم آرزو همان اهداف بلندپروازانه ای است که برنامه ای برای رسیدن به آن وجود ندارد. در واقع برای از بین بردن گپ موجود بین آرزو و هدف راهی جز مکتوب کردن اهداف و تعیین راهکارهای عملی برای رسیدن به ملزومات آن نخواهیم داشت. در واقع در برنامه عملیاتی باید روشن کنیم که هر روز چه کاری باید انجام شود؟ چگونه انجام شود؟ چه کسی آن را باید انجام بدهد؟ کجا قابل انجام است؟ چه زمانی باید انجام است؟ چه منابعی لازم است؟ چقدر پول باید صرف شود؟ پس از آنكه مقدمات كار فراهم شد برنامه تدوين شده اجرا مي­شود و سپس پايش و كنترل انجام مي­گيرد.

 

اولویت بندی

مورد بسیار مهم دیگری که باید به آن توجه کرد بحث اولویت بندی اهداف است. با توجه به اینکه موجودیت انسان پایدار نخواهد بود، اگر همه اهدافی که برای خودمان تعریف می کنیم لزوما قابل دسترسی باشند، آنقدر فرصت نداریم که تک تک آن ها را محقق کنیم. لذا اهداف را باید اولویت بندی کرد. اولویت بندی هم با توجه به شرایط خاص حاکم انجام می گیرد. همیشه هدفی دارای اولویت است که خروجی مهمتری داشته باشد. مثلا مهم ترین هدفی که در کسب و کار می توان تعریف کرد فروش تعدادی محصول در یک بازه زمانی مشخص است. بنابراین همه اهداف دیگر در اولویت بعدی پس از فروش قرار می گیرند. به این معنی که تا زمانی که تعداد مورد نظر از محصول مان فروش نرفته است، نیروی انسانی و سرمایه باید در اختیار واحد فروش باشد.

علاوه بر این نوشتن اهداف و به دنبال آن برنامه ریزی باعث می شود که نگاه سیستمی به فرآیند رسیدن به هدف به دست بیاوریم. ذهن انسان به دلیل مشغله زیادی که دارد قابلیت تحلیل مسایل مختلف را بصورت خطی داراست. زمانی که بتوانیم یک دید کلی و از بالا به پایین به کل فرآیند داشته باشم خیلی بهتر می توانیم نقاط قوت و ضعف را شناسایی و نسبت به بهبود آن اقدام کنیم.

میثم هاشمی نژاد

مطالب مرتبط

خواندن مطالب زیر به شما پیشنهاد می شود

هوش مالی

کتاب صوتی: پدر پولدار پدر بی پول

کتاب صوتی: پدر پولدار پدر بی پول

فروش تلفنی

صوت آموزشی؛ آموزش تکنیک های فروش تلفنی

صوت آموزشی؛ آموزش تکنیک های فروش تلفنی

مدیریت بازاریابی

وفادارسازی مشتریان با گیمیفیکیشن یا بازیکاری

وفادارسازی مشتریان با گیمیفیکیشن یا بازیکاری

مدیریت فروش

ده پرسش کلیدی برای آنکه فروش خود را متحول کنید؟

ده پرسش کلیدی برای آنکه فروش خود را متحول کنید؟

مدیریت بازاریابی

بازاریابی اصولی در 10 مرحله

بازاریابی اصولی در 10 مرحله

کارآفرینی زنان

توصیه های یک زن کارآفرین میلیونر برای موفقیت

توصیه های یک زن کارآفرین میلیونر برای موفقیت

مدیریت مالی شخصی

چهار حساب طلایی؛ بهترین روش مدیریت هزینه ها و پس انداز

چهار حساب طلایی؛ بهترین روش مدیریت هزینه ها و پس انداز

مدیریت مالی شخصی

راه رهایی از فقر چیست؟

راه رهایی از فقر چیست؟

مدیریت مالی شخصی

نکات کلیدی در مورد چک

نکات کلیدی در مورد چک

نظرات کاربران

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ترین مطالب

  • کدام استراتژی فروش برای شما بهتر است؟

    کدام استراتژی فروش برای شما بهتر است؟

    بطور کلی برای تولید و فروش محصولتان سه نوع استراتژی وجود دارد. انتخاب و اعمال هر یک از استراتژی های فروش بسته به شرایط و نوع کسب و کار شما می تواند متفاوت باشد. در ادامه همراه «ناب آفرینی» باشید تا ضمن معرفی هر یک از استراتژی های فروش، به شما بگوییم که کدام استراتژی فروش برای شما مناسب تر است! این بسیار مهم است که شما در تعامل با مشتری چه استراتژی فروشی داشته باشید و در تبلیغات روی آن مانور دهید و مشتری را متقاعد به پذیرش برتری خود نسبت به رقبا کنید.

     

شبکه فناوری اطلاعات و ارتباطات فاواکو | طراحی سایت