شما در حال حاضر اینجا هستید :

مجله اینترنتی ناب آفرینیبیزینس مدل هفت سوال کلیدی برای ارزیابی مدل کسب و کار شما

هفت سوال کلیدی برای ارزیابی مدل کسب و کار شماافزودن دیدگاه

میثم هاشمی نژاد

ارزیابی مدل کسب و کار در مورد یکپارچگی کلی و سودآوری کسب و کار شما اهمیت بسیاری دارد؛ هدف از طراحی این هفت سوال برای ارزیابی مدل کسب و کارتان، کشف موارد بالقوه برای بهبود مدل کسب و کار شما می باشد و خروجی آن نیز ارزیابی مدل کسب و کار شما خواهد بود.

بهتر است بدانید که ارزش های پیشنهادی عالی باید در درون مدل های کسب و کار عالی تعبیه شده باشند. بعضی از مدل های کسب و کار به لحاظ طراحی بهتر از سایرین هستند و نتایج مالی بهتری را به دنبال دارند، تقلید از آنها دشوارتر است و بهتر از رقبا عمل می کنند. پاسخ دادن به این هفت سوال به مدل کسب و کارتان امتیاز بدهید و ارزیابی معقولانه ای را از مدل کسب و کار خود داشته باشید. فراموش نکنید که جوابهایتان به صورت یک عدد بین صفر تا 10 باید باشد؛ بهترین حالت را 10 در نظر بگیرید و برای برترین حالت صفر بدهید. حداقل عددی که مدل کسب و کار شما باید در این آزمون کسب کند 30 نمره است.

شاخص های ارزیابی مدل کسب و کار

1- هزینه های تعویض

سوال: برای مشتریان تا چه حدی ساده یا دشوار است که برای دریافت خدمات، کسب و کار دیگری را به کسب و کار شما ترجیح دهند؟

اگر مشتریان شما در این چند سال آنقدر به شما وابسته هستند که به جز شما سراغ کسی دیگری نمی توانند بروند عدد ۱۰ را اختصاص دهید و اگر فکر می کند هیچ چیز نمی تواند باعث عدم ترک مشتریانتان شود عدد صفر را بدهید.

مثال: آیپاد اپل مشریان را مجبور کرد که کل آهنگ های خود را به نرم‌افزار آی‌تیونز منتقل کنند، این کار تعویض شرکت را برای مشتریان دشوارتر کرد.

 

2-درآمدهای مکرر

سوال: آیا هر بار فروش، مستلزم کوشش جدید است یا اینکه فروش به طور تقریبا مطمئنی به درآمدها و خرید های آتی منجر خواهد شد؟

اگر همه فروش شما منجر به درآمد های مکرر خودکار می شود عدد ۱۰ را اختصاص بدهید و اگر کل فروش شما به صورت یکباره است، یعنی برای هر بار فروش باید مجددا به همان میزان دفعه اول تلاش کنید عدد صفر را اختصاص بدهید.

مثال: شرکت نسپرسو سنتِ مرسوم فروش یک باره در صنعت قهوه را به فروش مکرر تبدیل کرد. نسپرسو این کار را با تولید محفظه های قهوه یکبار مصرفی که صرفاً با دستگاههای نسپرسو کار می کند انجام داد.

 

3-درآمد در برابر هزینه

سوال: آیا پیش از آنکه هزینه ای کنید، درآمدی کسب خواهید کرد؟

اگر شما ۱۰۰ درصد درآمدهای تان را پیش از وقوع هزینه‌ها کسب می کنید عدد ۱۰ را اختصاص بدهید و اگر 100 درصد هزینه های تان را پیش از کسب درآمد تان پرداخت می کنید عدد ۰ اختصاص بدهید.

مثال: در مورد کامپیوتر های شخصی رسم بر این بود که پس از تولید و با قبول ریسکِ استهلاکِ موجودی نسبت به فروش آنها اقدام شود، تا اینکه شرکت دل و فروش مستقیم به مصرف‌کنندگان و کسب درامد قبل از مونتاژ این صنعت را متحول کرد.

 

4- ساختار هزینه متفاوت

سوال: اگر ساختار هزینه های شما به گونه ای است که حداقل ۳۰ درصد کمتر از سایر رقبایتان خرج می کنید عدد ۱۰ را اختصاص بدهید؛ و اگر ساختار هزینه های شما به گونه ای است که حداقل ۳۰ درصد بیشتر از سایر رقبا پول پرداخت می کنید عدد صفر را اختصاص بدهید.

مثال: در حالیکه شرکت‌های مخابراتی در آمریکا مخارج بسیار سنگینی را صرف سرمایه‌گذاری می‌کردند، اسکایپ و واتس اپ صنعت را با بکارگیریِ اینترنت به عنوان زیرساختی رایگان، برای تماس تلفنی و ارسال پیغام متحول کردند.

 

ارزیابی مدل کسب و کار به صورت منظم یک فعالیت مهم مدیریتی است که به کسب و کار شما اجازه می دهد جایگاه بازار خود را ارزیابی کرده و در صورت لزوم این جایگاه را ارتقا بخشید.

 

5- بهره گیری از دیگران برای انجام کار

سوال: مدل کسب و کارتان تا چه حدی به طور رایگان از مشتریان یا اشخاص ثالث، به منظور خلق ارزش بهره می برد؟

اگر تمام ارزش خلق شده در مدل کسب و کارتان به طور رایگان توسط طرف‌های خارج از کسب و کارتان خلق می شود عدد ۱۰ را اختصاص بدهید و اگر هزینه تمامی ارزشی که در مدل کسب و کارتان خرج می شود را شما می پردازید عدد صفر را اختصاص بدهید.

مثال: بیشتر ارزش موجود در مدل کسب و کار فیس بوک از محتوایی حاصل می‌شود که یک میلیارد کاربر تولید می‌کنند؛ به طور مشابه فروشندگان و خریداران به طور رایگان برای شرکتهای کارت اعتباری ارزش خلق می کنند.

 

6- توسعه پذیری

سوال: چقدر با سهولت و بدون مواجهه با موانع می‌توانید کسب و کار خود را توسعه دهید برای مثال توسعه زیر ساخت و توسعه پشتیبانی از مشتریان

اگر مدل کسب و کارتان عملاً با هیچ محدودیتی برای رشد و توسعه مواجه نیست عدد ۱۰ را اختصاص بدهید و اگر رشد و توسعه مدل کسب و کارتان مستلزم منابع و تلاش قابل توجهی است عدد ۰ اختصاص بدهید.

مثال: اعطای مجوز و فرانچایز شدیدن توسعه پذیر هستند همانطور که پلتفورم هایی همچون فیس‌بوک و واتس اپ که با تعداد کمی کارمند به صدها میلیون کاربر خدمات‌رسانی می‌کنند قابلیت توسعه هم دارند. شرکتهای کارت اعتباری نیز مثالی مناسب از توسعه پذیری هستند.

 

7- حفاظت در برابر رقبا

سوال: مدل کسب و کارتان چقدر شما را در برابر رقبا محافظت می‌کند؟

اگر مدل کسب و کارتان موانعی اساسی برای تقلید ایجاد می کند که غلبه بر آنها بسیار دشوار است عدد ۱۰ را اختصاص بدهید و اگر مدل کسب و کارتان هیچ مانعی برای جلوگیری از تقلید ندارد و در عرصه رقابت آسیب پذیر هستید عدد صفر را اختصاص بدهید.

مثال: رقابت با مدل کسب و کار قوی معمولا سخت است. آیکیا تقلید کنندگان اندکی پیدا کرد. به طور مشابه مدل های مبتنی بر پلتفرم مانند اپل با اپ استور موانع قدرتمندی برای تقلید ایجاد می کنند.

مطالب مرتبط

خواندن مطالب زیر به شما پیشنهاد می شود

هوش مالی

چه زمانی ثروتمند خواهیم شد؟ با چه جریان درآمدی؟

چه زمانی ثروتمند خواهیم شد؟ با چه جریان درآمدی؟

مشاهیر

کاش زودتر شروع می‌کردم

کاش زودتر شروع می‌کردم

مدیریت فروش

کدام استراتژی فروش برای شما بهتر است؟

کدام استراتژی فروش برای شما بهتر است؟

راه اندازی کسب و کار

چرا ایده هایم دیگر جواب نمی دهد؟

چرا ایده هایم دیگر جواب نمی دهد؟

فروش حضوری

بهترین مشاور فروش

بهترین مشاور فروش

هدف گذاری

چرا باید اهدافمان را بنویسیم

چرا باید اهدافمان را بنویسیم

خلاقیت و نوآوری

چگونه متفاوت باشیم

چگونه متفاوت باشیم

فروش تلفنی

چرا پیگیری اصولی اینقدر مهم است؟

چرا پیگیری اصولی اینقدر مهم است؟

استارت آپ

8 معیار ارزیابی یک دوره آموزشی

8 معیار ارزیابی یک دوره آموزشی

نظرات کاربران

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ترین مطالب

  • بهترین مشتریان کدامند

    بهترین مشتریان کدامند

    یکی از مهمترین مواردی که هر تحلیلگر کسب و کاری باید به دقت آن را بررسی کند، شناسایی طیف خاصی از مشتریان است که بیشترین خرید را انجام می دهند و در شرایط رکود باعث سرپا نگه داشتن هر کسب و کاری می شوند. این دسته از مشتریان حکم طلا را دارند و به مشتریان طلایی معروف هستند.

  • معرفی کتاب بی حد و مرز

    معرفی کتاب بی حد و مرز

    بی ‌حد و مرز کتابی است در زمینه توسعه فردی که تا حد زیادی رنگ و بوی خودآگاهی دارد. همان‌طور که از نامش پیداست، دغدغه این کتاب رفع حصارها و موانعی است که خودمان برای خود ایجاد می‌کنیم و سپس بی‌آنکه از وجود آن‌ها آگاه باشیم، به مسیر ادامه می‌دهیم و احتمالاً نتیجه را می‌توان حدس زد! حس اینکه یک جای کار می‌لنگد و آن‌طور که می‌خواهیم و تلاش می‌کنیم، به نتیجه نمی‌رسیم.

شبکه فناوری اطلاعات و ارتباطات فاواکو | طراحی سایت